گله استاد شوریده لرستانی از کوته بینی ها و درگیر واژه ها شدن بعضی از همتباران لک
اما در روزگاري كه ششمين جشنواره بين المللي شعر دهه فجر در كرمانشاه برگزار مي شود با محوريت شعر كردي پيش مي رود و نه تنها نامي از ز بان فارسي آنچنان كه بايد در ميان نمي آيد بلكه از لرستان صدايي برنمی آيد .ما بايد با كوته بيني، دو سه نفري را هم كه بي مزد و بي مواجب درين عرصه گام مي زنندبه باد تهمت بگيرند و آنان را با الفاظ زشت و دور از شرافت قلم خطاب كنند؟در زماني كه ما با واژه دهن پر كن لكستان باهم درگيريم ديگران ـ همسايگان ـ سبقت از ما مي ربايند و پيش مي روند و ماهي ميگوييم لكستا لكستان لكستان و.... اي بابا بياييد به محتوا هم بينديشيم ديگران ما درگیر واژه ها شدنرا درگير واژه ها كرده اند و خود دارند پيش مي روند و و ما جا مي مانيم و هي مصيبت در مصيبت عقب و عقب تر مي مانيم .
اندر حکایت مقوله من درآوردی "کردی جنوبی"
لر لک زبان:تعدادی از دوستان در حال تیشه زدن بر ریشه خود هستند و برای بیان وجود خود، حاضر هر کاری هستند. از جمله اینکه خود را کرد بنامند و به هر صورتی شده احتراز خود و زبانشان را از قوم لر بیان دارند.برادر گرامی این ره که تو می روی به کردستان هم نیست.قوم کرد قوم بزرگی هستند و شکی در آن نیست اما برخی افراد از این دست حتی موجب بدنامی قوم بزرگ کرد نیز شده اند.
کردی جنوبی خواندن" زبان لکی" اشتباهی کودکانه است
وهاب کریمی:یک نمونه ی دیگر، اشتباه کودکانه ایست که اکثر پژوهشگران زبان های ایرانی در مورد " زبان لکی " مرتکب میشوند.(اشتباهی کودکانه با تمام خصائص اشتباهات کودکانه). این زبان را بسیاری در شاخه ی خنده دار و من درآوردی "کردی جنوبی" طبقه بندی میکنند. اولا "کردی" زبان نیست و یک فرهنگ است و "کرد" یک قومیت میباشد و اصطلاح "کرد" و "کردی" اصطلاحات "مردم شناختی" هستند
اهانت به مردم لک زبان در صدا و سیمای کرمانشاه (زاگرس)
روز دوشنبه پانزدهم اسفندماه جاری در برنامه شبانه شبکه زاگرس (زیر بازارچه) شاهد پخش برنامهای بودیم که سرتاسر توهین به مرد لک زبان بود. در این برنامهی سبک و بیمحتوی، شخصیت، زبان، لباس و رفتار اجتماعی مردم لک زبان به طرز ناشایستی مورد تمسخر و استهزا قرار گرفت، طوری که در تاریخ صدا و سیمای ایران و منطقهی کرمانشاه مسبوق به سابقه نبوده است. در بخشهای مختلف این سناریوی توهین آمیز و تفرقهافکن انواع عبارتها، حالتها و سخنان زشت، بیارزش و توهینآمیز به شخصیت لکزبان روا داشته است. شخصی که نقش لک زبان را ایفا میکند ساده لوح، بیمنطق، قانونگریز و اهل خشونت معرفی شده است که “بیشتر از زبانش، لگدش کار میکند”
عبرتآموزی در شعر شاعران لکزبان :لکی زبان بزم و رزم لُرها
مهدی ویسکرمی:اشعار عبرت آموز فراوانی در ادبیات لرستان دیده می شود؛ به ویژه در میان شاعران لک زبان این ابیات در نهایت زیبایی و به وفور دیده می شود، به گونه ای که بعد از مدح رسول اکرم و ائمه ی اطهار شاید اصلی ترین درون مایه ی شعر لکی دعوت به عبرت آموزی از روزگار و حوادث آن باشد. در میان ادبای لک زبان شاعرانی چند با دیدن آثار گذشتگان دست به هنر نمایی زده اند بزرگانی چون: سیدنوشاد اول، تـُرکه میر آزادبخت و ملامنوچهرکولیوند.
یه وه لویر خیرتیه که چکیامه
مه داریکم که ئی ریشی کنیامه///یه وه لویر خیرتیه که چکیامه
یه ده خیرت لویرییم نکومیه///انی خوینیکمه ناحق رشیامه
ترجمه:
من درختی هستم که از ریشه کنده شده ام///این غیرت لُری است که من را سر پا نگاه داشته است
این غیرت لُری نمیگذارد از پا بیفتم و موجب تحمل است///وگرنه من خونی هستم که به ناحق ریخته شده است/
لری و لکی همزاد، همریشه، همسرنوشت و همسرگذشتاند
عنصر زبان گرانبهاترین میراث تاریخی و فرهنگی اهالی لرستان و زاگرس است، واضح است که بخشهای زیادی از تاریخ و فرهنگ این منطقه ناگفته باقی مانده است، که با پژوهش در حوزهی زبانهای بومی بخشهایی از این سکوت تاریخی قابل شکستن است.استاد ایرج رحمانپور در این خصوص می گویند:بنده همواره این آرمان بزرگ را داشتهام که روزی بحث زبان در میان اهل قلم و روشنفکران لر به یک گفتمان فرهنگی تبدیل شود؛ اما موضوعی که لازم میدانم توجه دوستان پژوهشگر را بدان جلب کنم این است که وقتی در جغرافیای لرستان از زبان مادری سخن گفته میشود باید سه بافت زبانی یعنی لری خرمآبادی، بختیاری و لکی را در نظر گرفت، و با توجه به این تقسیمبندی از زبان مادری سخن گفت، کما اینکه هموطنان کرد نزدیک به 20 لهجه دارند که آنها را در سه شاخهی کلی طبقهبندی کردهاند به طوری که درک برخی از این لهجهها برای گویشوران دیگر گویشها غیرممکن است، اما با وجود تفاوتهای عمیق تمام این گویشها "کردی" خوانده میشود، و هیچ کردتباری در کردی بودن این گویشها شک نمیکند، ولی متاسفانه بخشی از روشنفکران در بررسی زبان و ادبیات مردم لر دچار پدیدهای به نام خرمآباد زدگی یا بهتر بگوییم مرکز زدگی میشوند.
غریب و مهجور ماندن زبان لکی در دل کوههای زاگرس
کریم کیانی:یکی از فرزندزادهای زبان ایران باستان، لکی میباشد که چه بسا درباره اجداد و برادرانش (اوستا، پهلوی، پارسی، پشتو، ارمنی، سگزی، سُغدی و...) بسیار گفتهها رفته است. امّا زبان لکی همچنان غریب و مهجور در دل کوههای زاگرس ناشناخته مانده و هیچ گفتهای علمی، رسمی، نوشتاری و نقادانهای از این فرزند اوستا و پهلوی به میان نیامده است....متأسفانه، به دلیل فرهنگ شفاهی قوم لر و نانویسا بودن آن در گذشته، آثاری در سطح زبانشناسی و الفبایی زبان لکی، توسط گویشوران لک به وجود نیامده، که توسط پژوهشگران و زبانشناسان علاقمند به زبان لکی، مورد مداقه و بررسی قرار داده شوند و با کندوکاو در آن زوایای پنهان و پیدای این زبان برملا گردد.
دیدگاه استاد ایزدپناه در مورد زبان لکی و گسترۀ جغرافیایی لُرتباران لک
زبان لکی بسیار غنی است. راولینسون عقیده دارد که زبان لُری بازماندهی همان زبان فارسی لُری ساسانی است و زبان لکی بازماندهی زبان پهلوی است.محدودهی لک زبانها خیلی زیاد است. از بیجار و کامیاران و اورامانات گرفته تا آنسوی کرمانشاه و ایلام. از این طرف هم از حاشیهی همدان گرفته تا میآید به لرستان، اینها همه لکاند. منتها نمیگویند لک اسم چیزی را نمیآورند، یعنی اضافهی بیانیاش را قید نمیکنند.
لک ها یکی از زیر نظام های قوم لر هستند ودر کنار سایر لرزبانان پاسدار هویت لری و ایرانی خود بوده ودر این راه پیشتاز لر زبانان هستند