جاي آنست كه خون موج زند در دل لعل                                      زين تغابن كه خزف مي شكند بازارش

راستي مابايد تا كي مشغول خسته كردن هم باشيم و هي در صدد تخريب خودمان روز را به شب برسانيم؟ مگر نه آن است كه براي اعتلاي فرهنگمان دغدغه ي خاطر داريم و بي مزد و مواجب دل مي سوزانيم ؟ پس چرا عده اي بجاي آنكه ياريگرمان باشند هي در تخريب عزيزاني گام برميدارند كه درين وادي زحمت مي كشند. چرا در روزگاري كه باغ همسايگان در بار و بر نشته مابايد باغ بي برگيمان را نيز به آتش بكشيم . چرا بجاي آنكه بيايند و دلسوختگان فرهنگ را ياري كنند قلم وجدان را در وادي وقاحت ميدوانند و هرچه دلشان بخواهد مي نويسند مگر پيشرفت فرهنگ با توهين و بي ادبي و فحش و فضيحت پيش مي رود؟ آيا رضا حسنوند ها را رياكار و سود انديش و خودگرا و متملق بناميم كار درست مي شود؟آيا توهين به مقدسات و باورهاي ديني ـ خاصه ائمه و شهدا ـ پيشرفت و اعتلاي فرهنگي است؟ يقين كه جواب منفي است. اما در روزگاري كه ششمين جشنواره بين المللي شعر دهه فجر در كرمانشاه برگزار مي شود با محوريت شعر كردي پيش مي رود و نه تنها نامي از ز بان فارسي آنچنان كه بايد در ميان نمي آيد بلكه از لرستان صدايي برنمی آيد .ما بايد با كوته بيني، دو سه نفري را هم كه بي مزد و بي مواجب درين عرصه گام مي زنندبه باد تهمت بگيرند و آنان را با الفاظ زشت و دور از شرافت قلم خطاب كنند؟در زماني كه ما با واژه دهن پر كن لكستان باهم درگيريم ديگران ـ همسايگان ـ سبقت از ما مي ربايند و پيش مي روند و ماهي ميگوييم لكستا لكستان لكستان و.... اي بابا بياييد به محتوا هم بينديشيم ديگران ما درگیر واژه ها شدنرا درگير واژه ها كرده اند و خود دارند پيش مي روند و و ما جا مي مانيم و هي مصيبت در مصيبت عقب و عقب تر مي مانيم . در پايان لازم است ياد آوري شود بنده به عنوان یک معلم در راه اعتلاي فرهنگ برومند لكي از هيچ كوشش عقلايي دست بردارنيستم هركه ميخواهد مرا هرچه بنامد بنامد و هرگز اجازه به قلمم داده نمي شود كه در وبلاگهاي ساختگي ديگران را مورد هتاكي قرار دهم ما انسان زاده شده و انسان ميميريم .خداهمه را توفيق دهد.

منبع:لرویر